تبلیغات
MissingLove کامفیروز - هق هق ...
وقتی پروانه ی عشق در تاری بیفتد که عنکبوتش سیر باشد.تازه قصه ی زندگی آغاز شده است. زیرا دیگر نمی تواند پرواز کند و نه بمیرد.
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox


 Flag Counter
<

فال انبیاء






هیس!


صدای هق هق می اید..!

انگار باز کسی قول ماندن داده بود.!

بغض داری؟      اروم نیستی؟   دلت براش تنگ شده؟

حالا یاد لحظه ای بیفت که اون همه ی

 بیقراری های تو رو دید...اما چشاشو بست و رفت..!

حرف دلتو بزنی  ...! دلشو میزنی.....!!!



دارم از تــو حــرف می زنــم


امــــا روحــت هم از نوشــــته هــایم خبــر نــدارد

ایــــرادی نــــدارد یــاد تــو

به نوشتــــه هــایم رنــگ می دهــد

شــایــد دیگــری بخــــواند و آرام گیــــرد ذهــــن پریشــــانش…



“صفر را بستند ”

تا ما به بیرون زنگ نزنیم

از شما چه پنهان

ما از درون زنگ زدیم




نوشته شده توسط :Babak Taheri
سه شنبه 27 آبان 1393-01:31 ب.ظ

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.






My Script-by Me