تبلیغات
MissingLove کامفیروز - مینویسم برای تو
وقتی پروانه ی عشق در تاری بیفتد که عنکبوتش سیر باشد.تازه قصه ی زندگی آغاز شده است. زیرا دیگر نمی تواند پرواز کند و نه بمیرد.
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox


 Flag Counter
<

فال انبیاء



 

مینویسم برای تو

می نویسم...می نویسم از تو برای تو و دور از تو ....

بدون هراس از خوانده شدن...

بگذار همه بدانند...

می نویسم برای تو...

برای تویی که بودنت را...

نه چشمانم میبیند...

و نه گوش هایم می شنود...

و نه دستانم لمس می کند...

تنها با شعفی صادقانه ...

با دلم احساست می کنم... !!!!

بازهم برای تو مینویسم...

برای تو تا بدانی که یادتو در لحظه لحظه ی من جاریست...

باز هم از دیوارهای فاصله عبور میکنم و در ژرفای لحظه های با تو بودن گم

میشوم...

و در آن لحظه رویایی در دریای بی پایان چشمانت غرق میشوم...

تا در آن لحظه در نگاه تو گم شوم...

تا خودم را بیابم... واز زندان لحظه های بی تو رها شوم....

شاید بتوانم به رویای با توبودن برسم...

و چه رویای شیرینی است رویای با توبودن...

رویایی که دست من را به دستان گرم تو میرساند...

آنگاه من در گرمای وجود تو ذوب میشوم در آن زمان دیگر زبان از سخن

گفتن عاجز است...

در این رویای دلنشین تنها دلهای ما هستند که باهم نجوا میکنند...

گویی از پیوند دستهای ما روح ما هم به هم پیوند خورده...

و چه زیباست رویای با تو بودن




نوشته شده توسط :Babak Taheri
یکشنبه 2 تیر 1392-10:18 ب.ظ

armin
یکشنبه 2 تیر 1392 10:34 ب.ظ
http://shahreahrimani.mihanblog.com
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.






My Script-by Me