تبلیغات
MissingLove کامفیروز - آمدی
وقتی پروانه ی عشق در تاری بیفتد که عنکبوتش سیر باشد.تازه قصه ی زندگی آغاز شده است. زیرا دیگر نمی تواند پرواز کند و نه بمیرد.
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox


 Flag Counter
<

فال انبیاء






 اگر آمدى


به دلت بد نیار

شهر همان شهر است

كوچه همان كوچه خانه همان

... تنها من،

كمى مرده ام .

 

++ مگر تو باران را دوست نداشتی ..؟برگرد و ببین آسمان چشمانم را برایت بارانی کردم...

++ کجایی ... ؟ هی پشت این گوشی جای شماره ، گریه ام را میگیرم ...

++ برگرد و نگاه کن از من چه ساخته ای! ویرانه ای از پوست و استخوان...


نوشته شده توسط :Babak Taheri
دوشنبه 2 اردیبهشت 1392-10:54 ب.ظ

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.






My Script-by Me