تبلیغات
MissingLove کامفیروز - غبطه...
وقتی پروانه ی عشق در تاری بیفتد که عنکبوتش سیر باشد.تازه قصه ی زندگی آغاز شده است. زیرا دیگر نمی تواند پرواز کند و نه بمیرد.
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox


 Flag Counter
<

فال انبیاء






غبطه می خورم ...

به " او "

که بیشتر از من

کنار تو نفس می کشد...!




++ نمی دانستم دست مرا از پشت بسته ای؛حتی در فراموشی!

++ در بین نظرات خوانندگان وبلاگم یک نفر بی نام و نشان هست که من عجیب امیدوارم آن یک نفر..تو باشی!

++ کاش می دانستی چقدر دوستت دارم
 


نوشته شده توسط :Babak Taheri
جمعه 11 اسفند 1391-11:02 ق.ظ

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.






My Script-by Me