تبلیغات
MissingLove کامفیروز - خاطرات رفته....
وقتی پروانه ی عشق در تاری بیفتد که عنکبوتش سیر باشد.تازه قصه ی زندگی آغاز شده است. زیرا دیگر نمی تواند پرواز کند و نه بمیرد.
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox


 Flag Counter
<

فال انبیاء






منو بگیر از این روزای در به در

از این روزا از این شبای بی ثمر


منو ببر به خاطرات رفتمو

روزایی که تو جا گذاشتی پشت سر


تو کوچه ها نمی شه بی تو پرسه زد

خیابونا غریب و غم گرفته-ان


کجا برم چرا نمی رسم به تو ؟

کجایی پس چرا نمی رسی به من؟



حالا که نیستم اشکاتو کی پاک کنه

کی عاشقونه می نویسه اسمتو


بدون من هزارسال دیگه هم

بدون کسی نمی شکنه طلسمتو


چقدر حرف مونده و نمی شنوی

چقدر راه مونده و نمی کشم

ببین کجای قصه پس زدی منو

محاله بی پناه تر از این بشم

غریبگی نکن دلم غریبه نیست

همونه که برات ستاره چیده بود

بگو که یادته بگو که یادته

همون که گفتی از خدا رسیده بود

تو شونتو نمی سپری به هق هقم

نه می گی عاشقی نه می گم عاشقم


نه تو دیگه برام اون عشق سابقی

نه من دیگه برات گل شقایقم


نوشته شده توسط :Babak Taheri
شنبه 16 دی 1391-09:33 ق.ظ

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.






My Script-by Me