تبلیغات
MissingLove کامفیروز - حادثه
وقتی پروانه ی عشق در تاری بیفتد که عنکبوتش سیر باشد.تازه قصه ی زندگی آغاز شده است. زیرا دیگر نمی تواند پرواز کند و نه بمیرد.
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox


 Flag Counter
<

فال انبیاء



تو دوباره حادثه ساز شدی ...

و من چه حادثه خیزم !

 

 

 

رفتن ات٬

آمدن ات٬

خنده ات٬

گریه ات٬

آشتی ات٬

قهرت٬

عشق ات٬

نفرت ات٬

دوری ات٬

نزدیکی ات٬

وصال ات٬

فراق ات٬

صدایت٬

سکوت ات٬

یادت،

فراموشی ات٬

مهرت٬

کینه ات٬

خواندن ات٬

نخواندن ات

و اصلا بودن ات

و نبودن ات

سنگین است٬

سنگین است٬ سنگین است...

 

 

 

 

 

زیاده خواه نیستم

جاده‌ ی شمال

یک کلبه ی جنگلی‌

یک میز کوچک چوبی با دو تا صندلی

کمی‌ هیزم

کمی‌ آتش ...

...

...

مه‌ِ جنگلی

کمی‌ تاریکی ‌ِ محض

کمی‌ مستی

کمی‌ مهتاب

و بوی یـار

و بوی یـار

و بوی یـار
.
.
.
خودشم بیاد بد نیستا...!!!

 

 

 

 

 

 

 پی نوشت مخصوص : چشم هایم دنبال ِ تو میگردند ... فقط ...



نوشته شده توسط :Babak Taheri
چهارشنبه 3 خرداد 1391-10:04 ب.ظ

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.






My Script-by Me